close
تبلیغات در اینترنت
هنر نقاشی (تاریخچه ی نقاشی ایران)
هنر نقاشي  تاريخچه ي نقاشي ايران:   نقاشي ايران فاقد نقاشي هايي با پيشينه كهن است و از اين رو اظهار نظر در مورد آن مشكل است. نقاشي صفحات…
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
منبع الهام بخش براي فيلمنامه نويسان سرگردان 2 992 firisheh91
مکان های گردشگری ترکیه و ارمنستان 1 724 firisheh91
ضعف شخصیت پردازی در سینمای ایران 0 755 manager
چگونه ایده های خود را پرورش دهیم؟ 2 903 manager
چطور داستان خود را با سه سوال درباره شخصيت اصلي، بهتر نماييم؟ 0 704 manager
چگونه ایده های خود را پرورش دهیم؟ (قسمت دوم) 0 932 lida
چگونه موضوع فیلم کوتاه را انتخاب کنیم؟؟؟ 3 799 lida
be khone bahaleeeeeeeeeeeeeeeee 1 511 nui_43
heeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee 1 304 nui_43
نرم‌افزارهای تدوین فیلم 4 658 alirezatorkaman
کتاب های کاردانی به کارشناسی معماری 0 384 tmoeini
رنگ زبان نشان دهنده چیست؟ 1 441 tmoeini
نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟ 1 519 nui_43
تئاتر چیست؟ (قسمت دوم) 9 1908 manager
راهکارهای خروج از التهاب بازار ارز 0 265 alirezatorkaman
راهکارهای خروج از عدم تعادل بازار ارز 0 252 alirezatorkaman
ترفندهای دکوراسیون برای بزرگتر جلوه دادن اتاق نشیمن 0 435 alirezatorkaman
ترفند مجسمه سازیییییییییییییییییییییییییییییییی 0 372 alirezatorkaman
بنر سایت 1 284 lida
مقدمه ای بر هنر نویسندگی 2 510 lady_taraneh

هنر نقاشی (تاریخچه ی نقاشی ایران)

هنر نقاشي

 تاريخچه ي نقاشي ايران:

  نقاشي ايران فاقد نقاشي هايي با پيشينه كهن است و از اين رو اظهار نظر در مورد آن مشكل است. نقاشي صفحات كتاب مانويان تنها نمونه قديمي نقاشي ايران است. مانويه را مي توان مخترع شيوه مينياتور يا فن تصوير كتب خطي در ايران دانست. شيوه نقاشي پيروان ماني، دنباله يا فن تصويركتب خطي در ايران دانست. شيوه نقاشي پيروان ماني، دنباله هنر ساساني در رشته نقاشي است. نمونه كتابهاي مصور شده دوره ي ساساني بدست نيامده ولي در منابع كتبي از آن ياده شده است. در ايران نقاشي هاي ديواري متعلق به پيش از اسلام در كوه خواجه سيستان و بيشاپور پيدا شده است. آثار اين دوره بيشتر طراحي و نقوش برجسته روي سنگهاست و طراح نقاشي است كه به كمك مجسمه ساز آن را برجسته كرده است از تكنيك موزاييك كاري نمونه هايي باقي مانده است. اما در اين ادوار نقاشي روي بوم يا نقاشي كتاب ( مصور سازي) نمونه اي ندارد. در دوران پيش از مغول نقاشي ايران را مي توان فترتي دانست ميان شيوع علامتنگاري ساساني و دوران جديد شكوهمند نقاشي را ادامه ي سنت نقاشي تعديل شده ي ساساني دانسته اند و آن را به شيوه ي اكسپرسيونيست هنر ايراني توصيف كرده اند.

نقاشي ايراني تا مدتها محدود به مصور ساختن كتابهاي طبي و گياهان دارويي بود. در اين جا اگر بدن مريض نمايش داده مي شود، بدون رعايت آناتومي و پرسپكتيو است و مسأله نمايش موضوع است حال به هر صورتي كه باشد.

در زمان ايلخانيان ارتباط با كشور چين تأثيرات عميقي را سبب مي شود كه هنر چين بر هنر ايران نهاد، نقاشي چيني به علت سكون و بي تحركي و بدون حالت چهره ها و عدم استفاده از خطوط در چهره براي بيان حالت زمينه مناسبي براي نقاشي ايران در آن روزگار شد و مايه نقاشي ايران گشت. از لحاظ تاريخي مهمترين جريان تكامل نقاشي ايران اقتباس طراحي و رنگ آميزي و مجلس سازي چيني و تطبيق آن با ادراك خاص هنرمندان ايراني از فضا و اشكال طبيعي بود. اين اقتباس در مدت دو قرن بدست ده ، دوازده نقاش زبر دست تكميل شد. قديمي ترين اين نقاشان احمد موسي بود كه افسانه هاي بيد پاي مضبوط در مرقع اسلامبول را مصور كرده است. اين هنرمند گلها و درختها و چمن و پرندگان و جانواران كار استادان چيني را در باغي ايراني نقش كرده است. پس از او شاگردش « شمس الدين » است. دو استاد بزرگ ديگر « مير احمد باغ شمالي» ( خصوصيات هنر ايراني را جلوه گر ساخت) و «بهزاد» كه توانست تعادل زنده ي مجلس را به شبيه سازي و تنوع تركيب كند.

قاسم علي « از معاصران بهزاد» است و مير مصور كه مجلس « وزير و جغد» او در خمسه ي نظامي شاه طهماسب برجسته ترين نمونه ي تناسب رنگ در نقاشي ايراني است و سلطان محمد كه طراح بسيار چيره دستي است و « شيخ محمد» و « آقا رضا كه در آثارشان برجستگي و ابعاد سه گانه نخستين بار بوسيله ي خطوط ساده جلوه داده مي شود و صادقي كه جنبشهاي طراحي او به خطاطي قدرت كامل داد و « رضا عباسي » كه در اشكال و صورتهاي او گويي همان صور خاص دوره ي ساساني تجديد شده است از هنرمندان برجسته به شمار مي روند.

عامل مهم در شكوفايي نقاشي، پادشاهان تيموري و صفويه هستند كه مراكز مهم هنري در زمان خود تأسيس كرده و هنرمندان را گرد هم آوردند. دوستدار هنر و خود نيز هنرمند بودند. در دوره ي صفويه بر اثر مراوده ي شاه عباس با اروپاييان نفوذ هنر اروپا در ايران شيوع مي يابد و در اين دوره هنرمندان بيش از پيش به تصوير تك صورت پرداختند و اين صورتها در مجموعه هاي نقاشي و خطاطي يا مرقعات جمع و ضبط مي شد. علاقه به تك چهره سازي روي متن صفحه روزافزون بود اين دوره بر خلاف عهد تيموريان كه كمال فني كتاب مطرح بود، علاقه به هنر براي هنر را رواج داد. در اين دوران مصور سازي كتاب و رابطه ي نقاشي با ادبيات از بين مي رود و هر چه جلوتر مي آييم تأثيرات هنر اروپا را واضح تر مشاهده مي كنيم. در اين دوران رفت و آمد هنرمندان خارجي و ايراني و خريد تابلوهاي اروپايي از طرف پادشاهان صفويه يا هداياي سفراي خارجي براي شاهان صفويه ، گرايشات جديدي را در هنر نقاشي ايران به وجود آورد. كم كم توسط نقاشي هاي اروپايي و سفر نقاشان ايراني به خارج، رعايت آناتومي و پرسپكتيو در نقاشي ايراني باب مي شود اگر چه موضوع و سوژه كار هنوز ايرانيست، گرايش به سوي نقاشي اروپايي به اوج خود رسيده است، اما پايه و اساس آكادميك ندارد.

كمال الملك نقاشي است كه نقاشي كلاسيك اروپا را عيناً به ايران وارد كرد و مكتب نقاشي اروپايي را به طور آكادميك و اصولي در ايران پياده مي كند، ولي روحيه مينياتورريستي خود را حفظ كرده است. پس از آن گرايشهاي متفاوتي در نقاشي ايران پديدار مي شود و تحت تأثير تحولات هنري اروپا قرار مي گيرد و اين دوران بي هويتي هنر نقاشي و بي تكليفي نقاشان ايراني است. در مقابل هجوم و سلطه ي هنر غربي بغضي از هنرمندان به سنتهاي گذشته رو مي آورند، كه غالب آنها در اصفهان بوده اند. ( خانواده ي امامي- حاجي اسلاميان ) كه ايشان مي كوشند تكنيك قدما را با تأثيرات هنر غربي و دست آوردهاي آن تلفيق نمايند و به حل مسائل پرسپكتيو و آناتومي كه در نقاشي ايران ديد خاص خود را دارد بپردازند . ديدي كه بر اساس جهان بيني و معاني سمبوليك ايرانيان پي ريزي شده و به هيچ وجه نشانه ضعف يا عدم آگاهي ايشان از اين مسائل نيست، بلكه « خو است » است.

غير از تلاشي كه هنرمندان مسلمان براي تزئين كتب ديني به كار مي بردند، كتابهاي علمي بسياري در قرون اوليه هجري از يوناني و لاتين به عربي ترجمه شده و از جمله اين كتب، منابع علمي پزشكي و دارويي بود كه نسخه هاي اصلي آنها داراي نقاشي بود و ترسيم مجدد آنها اجتناب ناپذير بود. معرفي گياهان دارويي . ترسيم شكل آنها را به همراه داشت و لذا نقاشي بوم جديدي يافت كه تا قرن ها دوام آورد و عرصه شكل گيري يكي از ارزنده ترين هنرهاي ايراني گرديد.

 

مكتب هاي مينياتور

 

مكتب بغداد ( عباسي)

در قرون اوليه هجري شهر بغداد مركز توليد نسخه هاي خطي و كتاب آرايي بود. خلفاي عباسي از ابتداي شروع خلافتشان هم از نظر سياسي و هم از نظر هنري به شدت تحت تأثير ايرانيان بودند. كتابهاي الادويه المفرده. مقامات حريري، خواص الادويه ، الجزري، عجايب المخلوقات، كليله و دمنه و ... به اين دوران منسوبند و همگي مصورند. سطح تصوير سازي در اين كتب چندان بالا نيست. اين نكته را نيز بايد ذكر كنيم كه مقامات حريري وكليله و دمنه در آن دوران نقش رمان در عصر حاضر را ايفا مي كردند و مردمي كه سواد خواندن داشتند از ان ها استقبال زيادي مي كردند. اين مكتب كه عناصر هنر شام و بين النهرين و سبك بيزانس در آن به چشم مي خورد، هر چند مكتبي تماماً ايراني نيست اما عميقاً سرشار از خصلت هاي ايراني است و از آن به عنوان نقطه آغازي براي ادامه كار نگارگران ايراني در دوره ي بعد از اسلام مي توان ياد كرد.

 

مكتب سلجوقي

سلجوقيان در سال 429 هجري به قدرت مي رسند و تا پيش از دوره ي مغول يكي از مهم ترين نام ها در تاريخ سياسي و فرهنگي ايران به شمار مي آيند. هر چند در اين دوره از نفوذ ايرانيان در بغداد كاسته شد. اما از سوي ديگر بر استقلال ايران از دستگاه خلافت افزوده شد. مهم ترين تجلي گاه اين استقلال ، عرصه فرهنگي است. دانش و فرهنگ ايرانيان در اين دوره، سراسر بلاد اسلامي را در مي نوردد و خدمات شايان ذكري به مجموعه فرهنگ اسلامي ساير ملل مي كند. اطلاعات از كتب خطي اين دوران اندك است. در اين دوران علاوه بر كتب مصور طبي و طبيعي مثل مفيد الخاص، طب جالينوسي و خواص الاشجار، به كتب داستاني مصور، مثل « ورقه و كلشاه» كه يك مثنوي عشقي است و سمك عيار كه داستاني طولاني است ( به نثر) بر مي خوريم.

   اما در كنار كتاب آرايي، بايدبه نقاشي هاي به دست آمده روي ظروف سراميك اشاره كرد. مي توان گفت كه بهترين نقاشي هاي زمان سلجوقيان روي ظروف سفالي آن دوره نقاشي شده. نمونه هايي از اين آثار را مي توان در موزه آبگينه در تهران مشاهده كرد.

شهرهاي ري و كاشان از جمله مراكز عمده توليد ظروف سفالين بوده است و لفظ كاشي نيز كه حتي امروزه در صنعت ساختمان رواج دارد منسوب به شهر كاشان است.

 

مكتب تبريز (مغول)

مغولان در سال 616 هجري به ايران حمله كردند و بخش مهمي از يادگارهاي معنوي ايران را ويران كردند و يا در آتش سوزاندند. آنان به حكومت عباسيان در بغداد نيز پايان بخشيدند و دست به تأسيس دولت هايي در تبريز و مراغه زدند. گروهي از هنرمندان بدين صورت ، جذب آن ناحيه گرديدند و گروهي ديگر به علت مصالحه اي كه بين حاكمان محلي شيراز و مغول ها صورت گرفت به شيراز جذب شدند. يورش مغول ها هر چند در آغاز به مانند سيلي بنيان كن مي نمود، اما آنان به سرعت در فرهنگ و مذهب اقوام مغلوب مستحيل گشتند. ايلخانان مغول اسلام پذيرفتند و به توصيه و تشويق وزراي با درايت ايراني، همچون خواجه نصير الدين طوسي و خواجه رشيد الدين فضل الله ، به توسعه دانش و رونق بخشيدن به هنر همت گماشتند.

استنساخ پي در پي كتب در اين دوران موجب پيدايش شيوه اي مي گردد كه از لحاظ فني، از نقاشي هاي دوره سلجوقي قوي تر است. نكته مشترك در نقاشي هاي اين دوران آن است كه نقش هاي اصلي با رنگ هايي تيره تر از زمينه كشيده شده اند و به عنوان مثال در ترسيم حد چهره، مشخصاً از خط به جاي رنگ استفاده شده است.

در نقاشي هاي اين دوران تأثير پذيري بسيار از هنر چين و تأثير پذيري اندك از هنر بيزانس ديده مي شود. نوعي گرايش به طبيعت گرايي ملهم از نقاشي چين در آثار اين مكتب به چشم مي خورد شكل خاص ترسيم كوه ها و ابرها نيز يادآور نقاشي ايراني در دوره مغول است. عده اي نيز بر اين گمانند كه سبك نقاشي چيني مأخوذ از شيوه نقاشي ماني است كه به حيات خود در چين ادامه داده و دوباره به ايران بازگشته است.

هر دو نظر در خور تعمقند، بهتر آن است كه مطلق گرايانه با هيچ كدام برخورد نكنيم و هيچ يك را كاملاً رد يا تأييد نكنيم. شك نيست كه نقاشي هاي چيني شباهت بي مانندي با نقاشي هاي مانوي كه در قرن دوم هجري در تورفان يافته شده اند دارند. اما ترديدي هم نبايد كرد كه اين شيوه مسلماً در چين بدون تغيير هم نمانده و كار هنرمندان چيني فقط تقليد بلافصل از سبك نقاشي مانوي نبوده است. هنري كه قرن ها در سرزميني ماندگار شود. از ويژگي هاي فرهنگ آن سرزمين نيز تأثير مي پذيرد.

آثار معروف و شناخته شده اي كه از اين دوران مي توان نام برد شاهنامه اي است به نام دموت كه شخصي به اين اسم آن را خريد و سپس آن را برگ برگ كرد و فروخت. از ديگر آثار مصور اين دوره بايد از جامع التواريخ (تأليف خواجه رشيد الدين فضل الله) و آثار الباقيه (تأليف ابوريحان بيروني) نام برد. از اين دوره به بعد كتابهاي خطي مهم ترين بوم نقاشي ايراني به شمار مي آيند.

 

 

 

جلايريان

در حدود اواسط قرن هشتم هجري قدرت ايلخانان مغول به كلي از بين رفت و جلايريان نقش عمده اي در سرنگوني آن ها داشتند. در دوران سلطان احمد جلاير (784-813 هجري) به خاطر علاقه شخصي وي توجه خاصي به كتاب و خطاطي و نقاشي مي شد. با اينكه آنها بغداد را پايتخت خود قرار داده بودند. اما كانون فرهنگي تبريز همچنان به دوام خود ادامه مي داد و از جمله آثار اين كانون، يك ترجمه ايراني از عجايب المخلوقات است كه سلطان احمد آن را براي كتابخانه ي خود اختصاص داد و از آنجايي كه اين كتاب به خط نستعليق نوشته شده و در آن زمان اين خط فقط در تبريز مورد استفاده بوده. مي توان آن را بدان ناحيه منسوب دانست. اثر ديگري كه از دوران سلطان احمد جلاير به يادگار مانده. ديوان خواجوي كرماني است كه جنيد آن را مصور كرده است. اين اثر را بايد پلي دانست كه نقاشي ايراني را به مكتب شيراز وصل مي كند.

 

مكتب شيراز

شهر شيراز در دوران تاخت و تاز مغولان از امنيت نسبي برخواردار بود. حكمرانان محلي اين شهر با مغولان از در سازش در آمدند و اين امر موجب گشت كه هنرها در اين شهر از شكوفايي بيشتري برخوردار شوند. در كنار ادبيات و نام حافظ، ( برجسته ترين غزلسراي اين دوران و تمام تاريخ ادبيات فارسي) ، نقاشي نيز رونقي خاص يافت. آنچه از نقاشي اين دوران قابل ذكر است ، تأثير پذيري كمتر آن نسبت به شيوه هاي چيني است كه در تبريز رواج داشت . آنچنان كه نقاشي هاي اين دوره با نقاشي هاي عهد سلجوقي قابل مقايسه است. دقت در ترسيم چهره و اندام انسان در مكتب تبريز كمتر است اما در مكتب شيراز انسان و فضاي زندگي او ، بيشتر مورد توجه نقاش واقع شد. اين نكته در مقايسه تصاوير شاهنامه ي دموت از مكتب تبريز با شاهنامه هاي مكتب شيراز به خوبي آشكار مي شود. مكتب شيراز منحصر به دوران مغول نيست و حتي در دوران تيموريان نيز دوام مي يابد. نقاش اين مكتب در آثار خود نوعي گرايش به شيوه هاي كهن ايراني نشان مي دهند و آثارشان از اين جهت يادآور پاره اي ويژگي هاي دوران ساساني است. قلم گيري در بيشتر آنها به صورت خطي پر رنگ است و زمينه ي نقاشي با درخت يا با شاخه پر شده است و از اين نظر قابل قياس با نقاشي هاي مانوي است. يكي از شيوه هاي اصيل نقش پردازي ايراني يعني تقارن كه از عهد هخامنشيان بر هنر ايران سايه گستر بوده ، در آثار اين دوران ديده مي شود. اين مسئله در كتاب خاوران نامه ي مصور ابن حسام قابل رؤيت است. از جمله آثار برجسته ي ديگر اين مكتب گلچين اسكندر سلطان است كه براي اسكندر سلطان پسر شاهرخ تهيه شده و نشان دهنده ي تكامل اين مكتب است. هر دو كتاب نامبرده در دوره ي تيموري كتابت و نقاشي شده اند و تصاوير آنها حاكي از علاقه ي نقاشان به نشان دادن تأثيرات كارشان از طريق رنگ هستند. رنگ در مكتب شيراز يكي از اركان مهم نقاشي است اين دوران تكنيك هاي پيشرفته تري را در ساخت و كاربرد رنگ ها مورد استفاده قرار داده اند.

مكتب شيراز را مي توان پايه اي براي اوج گيري نقاشي ايراني در مكتب هرات دانست.

 

مكتب هرات

مكتب نقاشي هرات با دوران تيموريان پيوند خورده است. تيمور در آخرين دهه ي قرن هشتم هجري ايران را تحت سلطه ي خود درآورد و شهر سمرقند را به عنوان پايتخت برگزيد. پسر او ، شاهرخ پايتخت را به هرات منتقل كرد و در جبران خرابي هاي پدر كوشيد. هر چند شاهرخ و ديگر پادشاهان تيموري به ترويج هنر و فرهنگ همت گماشتند. اما شكل گيري مكتب هرات را بايد مديون وزير بافرهنگ سلطان حسين بايقرا، امير علي شير نوايي دانست. اين امير و وزير، هر دو اديب و دانشمند بودند و اديبان و شاعران و نويسندگان و هنرمندان را تشويق و تربيت مي كردند. عبدالرحمن جامي شاعر نامدار قرن نهم و كمال الدين بهزاد نقاش برجسته مكتب هرات مورد توجه خاص امير علي شير بوده اند. بهزاد در نيمه قرن نهم هجري متولد شد و به قولي ، نقاشي را نزد ميرك خراساني در هرات فراگرفت. از نام بهزاد در تمام مأخذ تاريخ نقاشي ايراني به عنوان مهم ترين نقاش ياد شده است. او نقاشي ايراني را ( كه بعدها اروپاييان ، مينياتور ناميدندش) به هنري جهاني مبدل ساخت. در كارهاي او كه در اوج نقاشي ايراني قرار دارد، همانند آثار گذشتگان رعايت قواعد علم مناظر و مرايا ( پرسپكتيو) به چشم نمي خورد. از جهت مقايسه ي تاريخي جالب است بدانيم كه آغاز و انجام دوره ي تيموري در ايران ، با شروع و اوج رنسانس در اروپا همزمان بوده و قواعد پرسپكتيو علمي درهمين دوران در اروپا تدوين مي گردد.

از همين دوره است كه وجود امضاء در نقاشي هاي ايراني رواج مي يابد. البته بايد ذكر كنيم كه امضاء در اين دوران در محل ناپيدايي در نقاشي گذاشته مي شد و اين امر به ويژه در آثار بهزاد مشهود است. نبايد نا گفته گذاشت كه تعداد نقاشي هاي با امضاء بهزاد بسيار زياد است و اين موضوع كار شناسايي آثار اصلي را دشوار مي كند.

از ديگر ويژگي هاي آثار اين مكتب وجود كوه هاي مرجاني، درختان پرشكوفه و كاربرد رنگ هاي شفاف و زيبا از جمله آبي و بنفش و نارنجي اشت. اما آنچه ارمغان بهزاد به نقاشي ايران بايد بناميم نگرش او به حالات طبيعي انسان و در آوردن انسان از حالت اساطيري است. اين موضوع از جمله ، در نقاشي معروف مأمون در حمام مصداق مي يابد. از نقاشان به نام مكتب هرات مي توان از ميرك خراساني و غياث الدين و امير شاهي سبزواري نام برد.

 

مكتب بخارا

با فتح هرات توسط ازبك ها و سپس شكست آنها توسط شاه اسماعيل صفوي ، نقاشان اين شهر گروهي به بخارا پايتخت ازبك ها و گروهي به تبريز كوچ كردند . مكتب بخارا كه دنباله رو سبك بهزاد به شمار مي آيد مكتبي كم دوام بود و تعداد آثار هنرمندان آن بسيار كم است. از هنرمندان به نام اين  مكتب مي توان از محمود مذهب ياد كرد كه در ابتدا تذهيب كار بود و سپس آثاري به تبعيت از سبك بهزاد آفريد. همچنين مي توان از عبدالله خراساني ( عبدالله نقاش) نام برد كه هم به عنوان مذهب و هم مصور ( نقاش) شناخته شده است.

 

مكتب تبريز ( صفويه)

صفويان يك دوره ي تاريخي از 907 تا 1148 هجري را به خود اختصاص مي دهند. با فتح هرات توسط شاه اسماعيل صفوي در 916 هجري، كمال الدين بهزاد به تبريز رفت. انتقال او به تبريز را نبايد صرفاً به مثابه يك مسافرت عادي نگريست. او با اين سفر و پرورش شاگرداني نامور، مكتب خراسان قديم را به مكتب اصفهان كه بعد ها در زمان شاه عباس اول پديد مي آيد پيوند مي زند. بهزاد در تبريز منزلتي شايان توجه مي يابد و به رياست كتابخانه ي سلطنتي منصوب مي شود.

از معروف ترين شاگردان بهزاد در تبريز مي توان از قاسم علي، آقا ميرك ، ميرزا علي و مير سيد علي نام برد. يكي ديگر از نقاشان معروف اين مكتب سلطان محمد است كه نقاشي معراج حضرت محمد (ص) را كشيده است. اين نقاشي يكي از تصاوير خمسه ي نظامي است كه سلطان محمد آن را مصور كرده است.

نقطه ي پايان مكتب تبريز استاد محمدي يا محمد بك است كه احتمالاً پسر سلطان محمد بود. اين نقاش پرتره اي از خود در سن 50 سالگي رسم مي كند كه اكنون در موزه ي هنرهاي زيباي بوستون موجود است.

نقاشان اين مكتب به پيروي از بهزاد نقاشي ايراني را از قواعد و قوانين سخت و خشك ترسيم خطوط در دوره ي تيموري دور مي سازند و به انسان ها آزادي بيشتري براي حركت مي بخشند ، بهزاد مي كوشد كه به چهره ها از لحاظ روان شناسي، شخصيت ويژه و خاص خود را ببخشد و اين خصوصيت دركارهاي شاگردانش نيز ادامه مي يابد.

بهزاد در سال 942 هجري قمري در تبريز درگذشت. هنگامي كه او چشم از جهان فروبست ميكل آنژ 60 ساله بود و 16 سال از مرگ لئوناردو داوينچي مي گذشت.

 

مكتب اصفهان

پايتخت صفويان از تبريز به قزوين و سپس به اصفهان انتقال يافت و اين انتقال اخير، مصادف با آغاز دوره ي پادشاهي شاه عباس اول بود. هنرمندان همراه با شاه عباس راهي اصفهان شدند. نقاشي در دوره ي صفويان از چهار چوب قديمي كارهاي هنرمندان پيشين فراتر رفت. علاوه بر آن نقاشي به صورت تك برگ در كنار نقاشي روي صفحه هاي كتب خطي، به عنوان يك شاخه ي جديد هنري رواج يافت.

در ميان نقاشان مشهور اين مكتب به دو نام بر مي خوريم كه به هم شبيه اند و غالب محققان را دچار ترديد مي كننند. « آقا رضا» و «رضا عباسي» از سويي گفته مي شود كه اين دو امضاء متعلق به يك نفر است و از سوي ديگر عده اي نيز آقا رضا را مقدم بر رضا عباسي دانسته اند. «ارنست كونل» به ظن قاطع معتقد است كه آقا رضا و رضا عباسي هر دو يك تن هستند. از ويژگي هاي سبك رضا عباسي ، استفاده ي استادانه ي وي از خطوط منحني است. رنگ هاي نقاشي هاي وي شادي افزا هستند و او گاه با استفاده از رنگ هاي مكمل، استادي بي مانندي در تكميل تركيب بندي آثار خويش با رنگ، از خود نشان مي دهد. در آثار رضا عباسي، چهره ي پسرها از دخترها قابل تفكيك نيست و گاه فقط از روي پوشاك آنان مي توان تشخيص داد كه موضوع نقاشي مرد است يا زن. در آثار او عمامه مردان،  بزرگ و داراي پر يا گل است. اين ويژگي در بيشتر نقاشي هاي مكتب اصفهان ديده مي شود و وجه مميزه ي اين مكتب نسبت به مكتب تبريز به شمار مي آيد. در مكتب تبريز، دستار و كلاه قزلباش داراي يك برآمدگي است كه تا چندين سانتي متر بالاتر از دستار امتداد مي يابد. وجود اين برآمدگي ( كه شبيه به تكه چوبي است) يكي از وجوه مميزه ي مكتب تبريز است.

از نقاشان ديگر مكتب اصفهان مي توان از محمد طاهر، محمد محسن و ملك حسن اصفهاني نام برد.

اما يكي از معروف ترين هنرمندان بعد از رضا عباسي، محمد معين مصور است كه شاگرد وي بوده. در پاره اي از آثار معين مصور گوشه هايي از زندگي روزمره تصوير شده است. يكي ديگر از نقاشان اين دوره محمد شفيع عباسي، پسر رضا عباسي است. هم معين مصور و هم محمد شفيع چهره ي استاد(و پدر)را ترسيم كرده اند.

در دوره ي صفويه از مكتب تبريز به بعد نقوشي به صورت گل و مرغ در نقاشي، پديد مي آيد كه در كتاب آرائي مرتبتي خاص مي يابد و اين نقوش بعد از دوره صفويه و به ويژه در دوران افشار و زند در تذهيب و كتاب آرائي تداوم مي يابند. نقاشي ايراني در پايان دوره ي صفويه اوج خود را سپري مي كند و به روزهاي افول نزديك مي شود.

رنگهاي مورد استفاده نقاشان از رنگهاي طبيعي است . كه دوام و ثبات و شفافيت آنها بسيار خوب است. براي تهيه ي رنگهاي مختلف از گياهان محلي استفاده مي شود و رنگهايي كه در يك شهر بكار مي رفته خاص نقاشان همان شهر بوده و يكي از مشخصات نقاشي و وجه تشخيص و تمايز كار از آثار ديگر بوده است.

مانند نقاشي هاي مكتب شيراز كه از لحاظ تنوع و شفافيت رنگي بسيار غني بوده است . روش تهيه رنگ هاي نقاشي كه عموماً متدول است جوشاندن پوست گردو و انار و استفاده از بعضي برگ هاي  رنگين مانند روناس و زعفران است با استفاده از اكسيد فلزات براي تهيه رنگ سبز، نيل براي رنگ آبي، عصاره ي ريون براي رنگ زرد، رنگ قرمز شفاف و درخشان مينياتورهاي ايراني از حشره اي به نام «قرمز دانه» تهيه مي شود كه از هندوستان وارد مي شود.

اين حشره به شيوه ي خاصي پخته شده و خشك مي گردد كه پودر حاصل از اين عمل بهترين رنگ قرمز است. از رويه ي پوست درخت كاج هم رنگ تهيه مي شود . و همچنين از چوب فوفل كه به رنگ قهوه اي تيره است. به اين ترتيب كه چوب را خرد كرده به صورت پودر درآورده و درون الكل مي ريزند . الكل رنگ پودر را مي گيرد و پودر سفيدي بدست مي آيد.

از تبخير الكل هم پودر قهوه اي رنگي بدست مي آيد. از نارنج هم براي تهيه رنگ، در مناطقي از ايران استفاده مي شده است. بعضي از اين موارد استعداد بوجود آوردن انواعي از رنگ ها را دارند مانند گل زعفران كه قادر است از رنگ نخودي تا نارنجي بوجود بياورد.

علاوه بر اين، تجربيات محلي و استفاده از گياهان و درختان محلي در تهيه ي رنگهاي مختلف مدد يار نقاشان بوده است.

 

درباره : هنر ,
بازدید : 917
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : هنر , هنر نقاشی , تاریخچه ی هنر , تاریخچه ی نقاشی , تاریخچه ی نقاشی ایران ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


قالب وبلاگ